ابو الفضل مير محمدى زرندى
147
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
ولى در كتاب مصنف ، عبد الرزاق مىنويسد : حفصه اين مصحف شريف را به يكى از موالى خود داده بود تا براى او از رويش استنساخ كند و به او سفارش كرده بود : هر وقت به آيه « حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى » رسيد مرا خبر كن پس وقتى كه رسيد او را خبر داد و ايشان كلمهء « و صلوة العصر » را اضافه كرد « 1 » و معلوم است اين اضافه به حسب روايت جزء قرآن نيست . و روايت نيز دلالت دارد كه براى حفصه قرآنى بوده كه از روى مصحف ابو بكر نوشته شده بود ليكن معلوم نيست در چه وقت آن را نوشته بودند و ممكن است پس از عصر عثمان آن را نوشتهاند ولى چون بحث در قرآنهايى است كه قبل از عثمان نوشته شده است بنابر اين احتمال مصحف حفصه از محل بحث خارج است . مصحف عبد اللّه بن مسعود ابن النديم از فضل بن شاذان نقل مىكند كه مىگفت : من قرآن ابن مسعود را ديدهام كه ترتيب سورهها در آن چنين بود و ذكر مىكند تا اينكه فضل مىگويد : محمد بن اسحاق مىگفت : قرآنهاى زيادى ديدهام كه كاتبها در آن نوشتهاند : اين مصحف ابن مسعود است « 2 » . و ابن اشته در كتاب خود « المصاحف » پس از آنكه سند روايت را مىنويسد مىگويد : ابن مسعود در قرآن خود سورهها را چنين ترتيب داده است : سورههاى طوال ، بقره و نساء . . . « 3 » . و ابن ابى داوود مىنويسد : وقتى كه مأمور خليفه به كوفه آمد تا قرآنها را جمع كند ابن مسعود خطبهاى خواند و گفت : من درباره مصحف خود خدعه مىكنم و نمىدهم و هر كسى بتواند ، همين خدعه را بكند زيرا خدعهها در روز قيامت آورده مىشود پس چه بهتر كه آن قرآن باشد « 4 » . و ابن اثير مىگويد : اهل كوفه مصحف را قبول كردند جز عدهاى كه ( زياد هم هستند ) قرآن ابن مسعود را نگهداشتند و با آن تلاوت مىكردند « 5 » . و سليم بن قيس از طلحه نقل مىكند كه به على ( عليه السلام ) عرض كردم چرا شما قرآنى كه نوشته بوديد به مردم عرضه نكرديد ؛ و من ديدم وقتى كه عثمان قرآنها را جمع مىكرد و تمام كتابها ( مصاحف ) را براى او جمع كردند و وقتى كه قرآن عبد اللّه بن مسعود
--> ( 1 ) مصنف ، عبد الرزاق ، ج 1 ، ص 578 . ( 2 ) فهرست ، ابن نديم ، ص 45 . ( 3 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 66 . ( 4 ) مصاحف ، ص 15 . ( 5 ) كامل ، ص 112 .